سکوت در زندان
جمعه, شهریور ۲۶م, ۱۳۸۹بانوی ابریام پیش آ مرا ببوس و از سر راهم عبور کن بیتابِ رفتنم بیا سخنم را مرور کن بانوی ابریام آموزگار معرکهی روح سرکشم یخ بستهام، ببین آتش مگر که در این راه سرکشم بر من ببار، نه بگذار بگذرم حرفی ز هیچ حادثه از هیچکس مزن اینجا شنود میکنند، نجوای شوی و زن [...]
