Parsitem

آرشیو برای اردیبهشت, ۱۳۸۷

گرما …

سه شنبه, اردیبهشت ۱۰م, ۱۳۸۷

زابل هستم و اقامت دوازده روزه …. اینجا هوا ناجوانمردانه گرم است … محوطه دانشگاه را مدام آب میریزند تا کمی هوا عوض شود … اما از شدت گرما تبخیر سطحی سریعی انجام میشود و هوا دم میکند … آن هم شدید . سفر یک روزه ای با دانشجویانم به سمت زاهدان داشتیم … از [...]

طراوت واقعی

جمعه, اردیبهشت ۶م, ۱۳۸۷

عاشق درختهایی هستم که گرچه از کمر قطع شده‌اند اما سال بعد دوباره شاخه می‌دهند و برگ تازه عاشق آدمهایی هستم که در اوج اندوه بعضی نکات خیلی ریز را در مواجهه با تو که برای دلداریشان آمده‌ای فراموش نمی‌کنند عاشق گنجیشک‌هایی هستم که قبل از طلوع آفتاب از شدت شور و شعف بهار و [...]

اکنون

پنجشنبه, اردیبهشت ۵م, ۱۳۸۷

و ما در حال زندگی می کنیم ….   این موضوع به شدت مرا رنج می دهد …. در حال .. در زمانی که هر لحظه آن اکنون است .در زمان اکنون که فقط در کل کائنات یک بار اتفاق می افتد ….. در حال و نه تاریخ و رویا …     زندگی مفهوم بسیار بسیار ساده [...]

مردمان بومی

پنجشنبه, فروردین ۲۹م, ۱۳۸۷

رئیس جمهور در ادامه به کوتاهی برخی بخش های نظارتی در سال گذشته اشاره کرد و گفت: متاسفانه به دلیل این کوتاهی ها بر خلاف سیاست دولت بیشتر پول وارد بخش مسکن شد و در اختیار برخی افراد خاص قرار گرفت ولی به فضل الهی بنده به شما قول می دهم که  همه این افراد [...]

تعهد یا تعدد ؟

جمعه, فروردین ۲۳م, ۱۳۸۷

یادم می آید در جایی خوانده بودم که شهید مطهری با آن گروههایی که به شکل تعصب آمیز با متافقین و گروهکهای اول انقلاب مخالفت میکردند و یا ان ها را سرکوب میکردند … همیشه میگفت چرا این کار را میکنید ؟ چرا سرکوبشان میکنید ؟ بگذارید حرفشان را بزنند . وقتی حرف بزنند میفهمیم [...]

جناب وزیر .. متاسفم !!

چهارشنبه, فروردین ۲۱م, ۱۳۸۷

متن زیر مربوط به  جواب استاد راهنمای خوبم به  جناب وزیر است که واقعا در دنیای معلولان و حقوق معلولان تعجب برانگیز است  البته در روزنامه اطلاعات صفحه با معلولان چاپ نشد . ( حال به چه دلیلی بماند .. ) دکتر کمالی استاد یار دانشکده علوم پزشکی که من افتخار شاگردی ایشان را در دروان پایان نامه [...]

در کش و قوس

سه شنبه, فروردین ۲۰م, ۱۳۸۷

  رفتم دانشگاه … دیدم برنامه ریختن برام  اما نمیدانستند توی ان روز ها اتلیه ای موجود نیست .. کل دانشگاه یک اتلیه بیشتر نداره .. البته سایت جدیدش گویا بسیار بزرگتر و فعال تره … وارد سوییت دانشگاه شدم . بوی فاضلاب بد جوری توی شهر اذیتم میکنه … شاید چندین بار میخواستم پس [...]

مرام

یکشنبه, فروردین ۱۸م, ۱۳۸۷

میدانی از اول اردو … دو نفر خوب با گروه معماری خوب کار کردند … یکی از آن ها قرار بود بره تو کار مستند سازی … اصلا واسه این امده بود اردو .. وقتی پروژه شروع شد .. نیرو کم بود .. مرامی ۱۳ روز تمام با من کار کرد .. از اول تا [...]

اردو تمام شد …

پنجشنبه, فروردین ۱۵م, ۱۳۸۷

دیروز برگشتم تهران . بعد از اردو راهی مشهد و بعد نیشابور .  فردا نیز راهی شهر زابل هستم .  اردو تمام شد .. با تمام پستی بلندی هایش … به قول یکی از دوستان به این موضوع می اندیشم که اردو رفتن یک تکرار است یا یک تمرین ؟ از نظر من دیگر زمان [...]