محمد هاي ديگر …
دوشنبه, خرداد ۳م, ۱۳۸۹ممد جان، آسوده بخواب ، شهر هنوز آزاد نگشتهکاش چند سطر از وصیت نامه ات را می خواندند: من برای کسی وصیتی ندارم ولی یک مشت درد و رنج دارم که بر این صفحه ی کاغذ می خواهم همچون تیری بر قلب سیاه دلانی که این آزادی را حس نکرده اند و بر سر اموال [...]
