مهندس هوشنگ سیحون
سوال ها ، به ادرس مهندس هوشنگ سیحون در ونکوور در کانادا فرستاده میشود و ایشان جواب پرسشها را به صورت نوار به دانشکده ارسال میکنند . ( کاش او اینجا بود . کاش میشد هنوز هم از مصاحبت و درس های او و کارهای عملی او در حوزه معماری لذت برد . کاش میتواسنتم از کلاسهای درس او بهره ببرم و یا شاگرد او باشم . در جواب یکی از سوالاتی که از او میپرند اینگونه جواب میدهد ، با هم میخوانیم :
آیا میتوان معماری معاصر ایران را با معماری سنتی آن پیوند داد؟ آیا معماری معاصر ما توانسته است نوعی ارتباط و پیوستگی با معماری سنتی و بومی خود برقرار کند ؟
جواب : فکر میکنم باید این را توجه کنیم که امروز معماری سنتی را چگونه ببینیم ؟ آیا باید معماری نتی را به صورتی که در گذشته انجام شده و آن فرم ها و شکل ها را بوجود آورده ، ببینیم و دوباره به آن صورت عمل کنیم ؟ این درست نیست . یعنی بیاییم اسکلت فلزی یا بتون مسلح درست کنیم و روی آن طاق نما های زمان صفویه پیاده کنیم ، کاری غلط و عبث است . زیرا همان طور که قبلا گفته شد ، تکنیک و اجرا ( ابزار تکنیکی ) ایجاب میکند کاری انجام شود که نتیجه فرم و شکل با آن فرمی که قبلا انجام میشد ، فرق کند .
در گذشته ما جرزهای بزرگ آجری میساختیم و برای این که جرزها را بپوشانیم طاق گرد و یا طاق شکسته به صورت اژیو میزدیم . ولی امروز دهانه های خیلی بزرگتری را به صورت تخت میسازیم . بنابر این لزومی ندارد که تکنیک پیشرفته امروز را کنار بگذاریم و به گذشته برگردیم .
در فضا و جو کشور ماو در سنت ها و فرهنگ ها و خلقیاتی که ملت ما با ان زندگی کرده است ، وقتی بخواهیم یک کار مدرس با شیوه مدرن و طرز اجرای مدرن انجام دهیم ، طبعا بر میگردیم به این که معماری باید معماری ایرانی باشد ، بخصوص به آب و وهوا و شرایط اقلیمی خودمان توجه بکنیم . درست است که معمار امروزی کار مدرن انجام میدهد ولی اگر با دانش صحیح و عمیق ، کار و رسالت خودش را انجام دهد ، معماری سنتی و ایرانی خواهد داشت . این معماری ممکن است از نظر فرم و شکل و ظواهر آنگونه نباشد که در گذشته انجام میشد . ولی از نظر اصول معماری ایرانی خواهد بود .
پل بعثت
طبيعت يك سري قاعده و قانون دارد كه شكســــــتن آن كار هر كســــي نيست. اگر توانســــتي قاعده و قانون طبيـــــــعت را بشـكني، بدان معجـــــــزه كرده اي.هيچ كس باور نمي كرد در بحبوحه جنگ روي اروند خروشان، با آن جـــــــــزر و مـــــــد و با عرض زيادش مـــي توان پل زد. اما جنگ ثابــــت كرد مرداني هستند كه قانون طبيعت را بر هـم مي زنند و با گفتن يك «يا علي» به دل دريا مي زنند.پل بعثت شاهكار مهندسي_ رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروز با هميــن عنوان در دانشگاه مهندسي دافــوس، تدريس مي شود. بعد از عمليات والفجرهشت، بايد يك راه ارتباطي بين ايران و شهرفاو كه تازه به دست رزمندگان اســــلام افتاده بود، ايجاد مي شـــد. رزمندگاني كه در فاو بودند، بايد پشتيباني مي شدند. امكانات و نيرو مي خواستند.قبل از وافجر هشت پل هاي ديگري روي اروند زده بودند اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرد وهمه را بلعيــــد. يك پل بود به نام پل فجركه شـــــب ها پهن و استفاده، و صبح ها جمع مي شد.پل فجر خيلي كار راه انداز نبود، بايد پلي احداث مي شــد با استــحكام كامل و با اطمينان زياد كه بتوان در هر موقع از روز مهـــمات و نيرو را به فاو رســـاند. بنا بر اين پل بعثت، به طول نهصد متر و عرض دوازده متر روي اروند زده شد و همه معادلات را برهم زد.پنج هزار لوله 12 متري، به قطر 142 سانتي متر و ضخامت 16 ميلي متر از جنــس فولاد، در عمق دوازده متري از رودخانه كه ارتـفاع جزر و مدش از پنج متر هم بيشتر نمي شد. پروژه شـــش ماه از جهاد گـــران اسلام وقت گرفت. دشــــمن در طول جنگ بســــــــيار سعي كرد در از بين بردن پــــــل، ولي نتوانست. دو طرف لوله ها را مي بســـــتند تا آب داخل نشود و آنها را به هم اتصال مي دادند،بعد از اينكه كار اتصــــــال تمام مي شد، لوله هـــــا را باز مي كردند تا زير آب بروند و غرق شوند، بعد روي لوله ها را زير سازي و آسفالت مي كردند.طراح اين شاهكار بزرگ، مهندس بهروز پور شريفي از برادران جهاد سازندگي بود. بخي از قطعات پل، هنوز در گلزار شهداي خرمشهراست و برخي ديگر نيز همانجا كنار اروند، به تماشا نشسته اند.
بند الف : دوستانی که از این پل عکسی دارند ممنون میشوم به من ایمیل بزنند . ممنونم !
از کوزه همان تراود که در اوست .
یک زمان مردم مثنوی میخواندند و حکایات سعدی نقل مجالسشان بود . خوش نوشتن فضیلتی بود برایشان . لباس هایشان و زیر انداز هایشان پر بود از نقوش و رنگ های اصیل ایرانی که الان هم هوش از سر انسان می پراند . این ها دکور نبود برای این نبود که خواشن را به زور به فرهنگ و تمدن اصیلی نسبت بدهند . " نیاز " روانیشان بود . این آدم ها به بک نوع معماری " نیاز : داشتند هنرمندان . صنعتگران و معماران هم عهده دار بر آوردن نیاز آن ها بودند .
اما امروز ما قوت غالبمان ساندویچ و پیتزا است . نقش و نگار های مبل و پرده مان و پارچ و لیوانمان از فرهنگی دیگر است . و طرح لباسمان و طرز پوشیدمان به همه اصلات هایمان بی ربط است . گوشمان از موسیقی های پر است که کمرتین سنخیتی با هویت فرهنگی مان ندارد و .... از این قبیل نشانه ها بگیرید تا کیفیت روابط اجتماعی و خانوادگی و سبک زندگی همگی نشان میدهد که ما مذاقمان مذاقی نیست که هنر و صناعت اصلیمان بخواهد .
از هنر اصیل و فرهنگ خودمان که بگذریم ، میبینیم " هنر دیگران " را هم درست اقتباس نکرده ایم . " زیبایی " با هر تعریفی که از آن شده است از نیاز های ارزشمند بشر است . هر متاع ارزشمندی " بدل " هم دارد . و همیشه ارزان تر است و بیشتر در دسترس . و بازارش هم پر رونق تر . آنچه امروز در بازار رونق دارد ، زیبایی بدلی است زرق و برقی است که در ظاهر می آید و میل حقیقی زیبا خواهی و زیبا دوستی انسان را کور کیند . درست مثل کودک گرسنه ای که به جای غذای مقوی هله هوله خورده و اشتهایش کور شده و دیگر میلی هم به غذا ندارد .
تمدن های گوناگون بر حسب نیازی که به زیبایی داشته اند در رونق هنر و صناعات خود کوشیده اند . اصفهان صفوی را گاهی که میبینم . با خود فکر میکنم مردمی که این قدر زیبا خواه و هنر دوست بوده اند ، حق دارند که اتقاهایشان ، خانه هایشان ، کوچه هایشان ، شهرهایشان ، و محیط زندگی شان به این زیبایی درخشانی باشد .
اگر همان قدر که جامعه به متخصصین زیبایی خط و خال و چشم و ابرو احساس " نیاز " میکرد به هنر مند و معمار هم احساس " نیاز " میکرد . به سرعت تاثیر آن را بر معماری و فضاهای اطرافمان می دیدیم . مهم این نیست که سالانه چه تعداد هنر مند و معمار و .... تولید میکنیم . مهم تر اینست که جامعه مان چقدر خواهان باشد .
آب کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
از طرفی کسانی که در دانشکده های هنر و معماری تحصیل میکنند و کسانی که به آن ها تدریس میکنند واقعا تا چه اندازه با فرهنگ ایرانی دم خور هستند ؟ دانش و اطلاعاتشان را نمیگویم . شما باور میکنید حرف کسی را که دم از فرهنگ و هنر اصیل بزند . ولی خودش در امور زندگی اش رنگی از آن فرهنگ را نداشته باشد ولی خودش در امور زندگی اش رنگی از آن فرهنگ را نداشته باشد ؟ شما باور میکنید کسی مثلا چهل ستون و شیخ لطف الله را ستایش کند و چیزی جز موسیقی های " بدلی " در اتوموبیلش یافت نشود ؟ این قرائن را نمیشود دست کم گرفت . چیز هایی است که از شالکه فرکی و شخصیتی فرد نشات میگیرد و در فعل و عمل او نیز تاثیر میگذارد .
از کوزه همان تراود که در اوست .....
به هر حال معماری امروز ما ، ظرف زندگی امروز ماست . اگر امروز ظرف زندگی مان را کج و کوله شده ، شاید زندگی مان نیز کج و کوله شده باشد ... شاید .....
بند الف : از دست نوشته های خوب آقای محسن اسکندری . مجله معماری و شهر سازی . شماره 84
منظور از خلاقیت چیست ؟
بسیاری از مردم طراحی را یکی از خلاقانه ترین جستو جوهای یشری توصیف میکنند . هنر های به اصطلاح خلاقه شامل . موسیقی . نقاشی . مجسمه سازی و معماری و اشکال گوناگون طرح های دو بعدی و سه بعدی است . با این حال خلاقیت و اندیشه خلاق درست به همان میزان در علم . پزشکی . فلسفه . حقوق . مدیریت . و بسیاری زمینه های دیگر تلاش انسان نیز کاربرد دارد . در هنر های خلاقه ؛ از جمله طراحی تمام نکته ها در این است که چیزی خلق شود که دیگران آن را تجربه کنند . و به نحوی از انحا اصیل و جدید باشد . هیچ کتابی درباره فرایند خلاقه طراحی کامل نیست . مگر با بحثی در مبانی خلاقیت و اندیشه خلاق . امروز حجم عظیمی نوشته در باب خلاقیت وجود دارد که نه تنها روانشاسان بلکه فلاسفه و اخیرا دانشمندان علوم شناختی و علوم کامپیوتر در سطحی وسیع تحقیق و بررسی کرده اند . که درباره چگونگی رشد خلاقیت می نویسند و فنونی را برای استفاده فردی یا گروهی ارائه میدهند .
مارگارت بودن boden 1990 اظهار داشته است که تمیز دادن خلاقیت H و خلاقیت P سودمند است . خلاقیت H خلاقیتی است که منجر به ایده های بدیع و اساسا جدید در تاریخ جهان میشود . بنابراین کشف انیشتن یا لحظه ای که ارشمیدس با فریاد " یافتم . یافتم " از حمام بیرون پرید . هر دو لحظه های خلاقیت H محسوب میشود . خلاقیت P با این که جذابیت کمتری دارد . برای ما در اینجا به هیچ وجه کم اهمیت تر نیست . مارگارت بودن به درستی اشاره میکند . ایده ای که در اصل برای ذهن فرد بدیع است هنوز اهمیت بسیاری دارد . حتی اگر برای دنیا لزوما جدید نباشد . در حقیقت در طراحی غالبا تحولات بسیار چشمگیری واقع میشود که بسیار دشوار میتوان مطمئن بود دقیقا چه کسی و چه زمان ایده خلاق H را داشته است . تاریخ چنین تحولاتی را به حساب افراد می گذارد . گویی آن ها در انزوای باشگوهی از همکاران خود و سایر طراحان کار کرده اند .
زمانی که الک ایسیگونیس موتور احتراقی را به دو سمت چرخاند . اجزای موتور را فشرده کرد . صندوق عقب سنتی را حذف و اتوموبیل معروف مینی را طراحی کرد . کاری بیش از صرف طرح یک اتومبیل انجام داد . وی با ترکیب تعدادی ایده نو با هم باعث شد . نگاه ما به اتومبیل تغییر کند . به یکباره اتومبیل تقریبا به وسیله تزیینی تبیدل شد . دنباله لباس ما شد که همچنین قادر بود ما را دور شهر ها جابجا کند . این مطمئنا خلاقانه ترین لحظه در تاریخ اتومبیل بود . صد ها و شاید هزار ها اتومبیل طراحی میشود . اما فقط هر از گاهی طرحی قالب را میشکند . طرح های دیگر ممکن است جالب . جذاب . حتی مهیج باشند . اما فقط هر از گاهی طرحی حقیقتا نو آورانه است . هنگامی که ماریو بلینی ماشین تحریر توپی معروف خود را برای اولیوتی طراحی کرد ما را قادر ساخت امکانات اساسا تازه ای ببینیم . این طرح جایگزین بخش متحرک ماشین تحریر های رایج شد که کاغذ ر از یک طرف به طرف دیگر میبرد . در ماشین تحریر های جدید کاغذ ثابت بود که گوی حروف را حرکت میداد . فکر انقلابی بعدی قرار دادن همه حروف و علائم روی قطعه توپی شکل بود که میتوانست بچرخد و به استفاده کنند گان امکان تعویض گوی در نتیجه تغییر نوع حروف را بدهد .
مثال های زیاد دیگری را در طول تاریخ طراحی میتوان یافت که نو آورانه و قالب شکن بوده اند . این ها غالبا نمونه های کلاسیک طراحی به حساب میآیند که واجد نوعی کیفیت بی مزان اند . Forty 1986 وجه مشترک این طرح ها فقط این نیست که مسایل مربوط به نحو درخشانی حل میکند ، این طرح ها جهان را به نحوی برگشت ناپذیر تغییر میدهند . آن ها دریچه های یک طرفه تاریخ طراحی و معادل کشفیات بزرگ علمی هستند . همین که مینی باشند ، تولید انبوه انواع اتوموبیل های شهری کوچک با قدرت مانور زیاد امکان پذیر می شود . دیگر کوچک و فقیرانه نیست بلکه شیک ، باب روز و پرتحرک است . همین که غرفه بارسلون از میس وان دروهه در سال 1929 وجود داشته باشد . نسل جدیدی از بنا ها امکان وجود می یابند که در ان ها رابطه بین دیوار ها عناصر نگهدارنده سقف و فضاهایی که تعریف میکنند به طور اساسی دستخوش تغییر میشود .
پس بیایید از ابتدا شروع کنیم . کاری که ذهن خلاق غالبا نمیکند ، ولی در این مناسبت به نظر ضروری میرسد !
دست و چشم معماران
گروهی از معماران ؛ طراحان شهری و برنامه ریزان را با اتوبوسی به تماشای نقاط دیدنی شهر ببرید . اعمال آن ها حدود دلمشغولی هایشان را نشان خواهد داد . معماران از ساختمان ها ؛ بزرگراهها و یا پل ها عکس خواهند گرفت . طراحان شهری منتظر لحظه ای خواهند ماند که این هر سه در کنار هم قرار داشته باشند . برنامه ریزان چنان سرگرم صحبت خواهند بود که از پنجره به بیرون نگاه نکنند .
دنیس اسکات براون . مفاهیم شهری
اخلاق حرفه ای
اخلاق حرفه ای ***
اخلاق حرفهاي خشت اول***
این نوشته مربوط به بخشی از سخنرانی اساتید خوب معماری شیراز در روز سوم اردیبهشت ماه سال جاری میباشد و مربوط به اخلاق حرفه ای است .
توجه به رعايت اخلاق حرفهاي لزوما نيازمند به وقوع پيوستن اتفاق خاصي كه باعث پديد آمدن انقلاب و تحولي ناگهاني در تحريك وجدان حرفهاي متخصصان باشد، ندارد.اگر هم داشته باشد براي بيدار كردن اين دغدغه در اذهان مهندسان ساخت و ساز كشور، زلزله بم يا حتي لحظهاي انديشيدن به فجايع احتمالي ناشي از زلزلهاي در تهران و حومهاش، كافي است تا هر انسان كارگزار و موثري در اين حرفه، رعايت اين لازم را برخود واجب بداند.چرا كه گاهي خطايي كوچك ميتواند خسارات جاني و مالي را بر مصرفكننده محصول و خدمات متحمل كند.
جدا از اين حس وجدان انساني، عامل مهم ديگري كه امروزه متخصصين امر ساختمان را به بها دادن هرچه بيشتر به اخلاق كاري سوق ميدهد، پديدآمدن اين دانش جمعي در ميان مهندسان است كه آنها نقش كليدي و تعيينكنندهاي در ساختن جامعهاي سالم و ارزشمند و تحقق يافتن آرمانشهر انسانها دارند.هر گامي كه در اين راستا برداشته شود، از ضرري جلوگيري ميشود و حتي باعث ماندگاري بيشتر بناها و سازهها و بالطبع باعث هويت يافتن و نيز رونق روزافزون، ميشود. هر يك از اينها در حكم قدمي جلو در رسيدن به محيط آرماني شهرمان است.در جوامع پيشرفته آموزش اخلاق حرفهاي در برنامههاي تحصيلي دانشكدههاي مهندسي گنجانده شده است و اين مهم در پرسشنامههاي عضويت و صدور مجوزهاي مختلف از طرف سازمانهاي حرفهاي مهندسي نيز مورد توجه قرار ميگيرد.هر شركتي ميبايست، در جهت اتخاذ برنامه اخلاقي، اقدام به تدوين آييننامه اخلاقي مطابق با اساسنامه و ويژگيهاي آن تشكيلات نمايد.گام بعدي، تعليم افراد حرفهاي در زمينه تعبير، تفسير و اجراي آييننامههاي مزبور است. پرداختن به اخلاق هر چند در ادوار زماني مختلفي مورد توجه مقطعي قرار گرفته، اما ويژگي خاص اين دوره تاكيد بيشتر بر پرورش توانايي و مهارت داوري فردي در اجراي آييننامههاي اخلاقي و ارزيابي شخصي در موقعيتهاي مختلف است، به طوري كه بحث دانش و عمل به موارد اخلاقي، ضرورتي همچون هر كدام ديگر از موارد تخصصي حرفه به شمار ميآيد و هر مهندسي ميبايد به آن تسلط كامل داشته باشد. ضمن اين كه وجود چارچوبها و دستورالعملهاي تفصيلي، امكان پيدايش برداشتهاي متفاوت مهندسان را از حدود و مفاد مسووليتهاي خود از ميان ميبرد.در ايران، سازماني كه ميتواند به طور رسمي، رسيدگي، نظارت و تقويت اخلاق حرفهاي را در ميان متوليان ساخت و ساز كشور بر عهده گيرد، سازمان نظام مهندسي كشور است كه هم از نظر تعريف وجودي و هم از لحاظ وظايف قانوني قابليت ارائه راهكاري براي توسعه اين ارزش در نظام مهندسي كشور را دارد. نياز جدي در اين حيطه را تنها اين سازمان با همكاري موسسهاي چون انستيتو ملي اختلاق مهندسي ميتواند جوابگو باشد. هر چند اين نياز نه به دليل نبود قوانين مربوطه كه هم به دليل كمبود يا نقص اين قوانين و هم به دليل بيتوجهي و عدم ضمانت اجرايي درباره رعايت اخلاق حرفهاي است. تبيين دقيق، آموزش كامل و نظارت پيگير از سوي ارگانها و سازمانهاي متولي ميتواند راهگشاي گسترش اين رفتار مسوولانه در ميان جامعه مهندسان كشورمان باشد.
بحث اخلاق حرفه ای ، که متاسفانه در کشور ما مقداری مورد تهديد هايي واقع شده است . معماری هنر است و هنر هم به نوعی آفرينش بزرگی هاست ، کسانی که نام هنر را بر زبان می آورند بايد حريم بزرگی ها را هم پاس بدارند و حفظ بکنند ، در حدود چند صد سال هست که کشور ما هيچ گونه حرکت معماری قابل توجهی را نداشته ، اگر مقداری به اين بحث دقت کنيم و آن را ريشه يابی کنيم ، ميبينيم علاوه براينکه بحث اخلاق و تعهدات حرفه ای ناديده گرفته شده ما دچار کپی برداری هايي از جاهای مختلف دنيا شديم ، کپی برداری هايي که نه تنها متناسب با آداب و فرهنگ ما نيست بلکه می تواند اشاعه فرهنگ نادرست و خطرناکی باشد ، برخی از صاحب نظران و منتقدان غرب بر اين عقيده هستند که طرح های معماری بايد متناسب با مد پيش رود و قطعا اگر قرار باشد ما چنين تفکری را دنبال کنيم ارزشی در حد مد هم خواهيم داشت يعنی يک ارزش محدود زمانی ، مد زمانی می آيد و می رود بدون آنکه پشت آن انديشه و تفکری باشد در صورتی که میبينيم خيلی از معمارانی که در کشور ما حضورداشتند و آثار بزرگی را خلق کردند همواره با تفکر و انديشه دست به قلم می بردند، شما وقتی وارد عمارتی مثل پرسپوليس می شويد و وقتی وارد عمارتی مث